آقای روحانی/ آیا هنوز هم«دانستن حق مردم است؟»

 
 آیا هنوز هم«دانستن حق مردم است؟» 
 
 
ظریف بعد از مذاکرات ژنو : ما در این کنفرانس وارد جزئیات نخواهیم شد و در اتاق مذاکره این کار انجام می‌شود، اما با وجود احترامی که برای اصحاب رسانه‌ها دارم اما اعلام می‌کنم که مقابل آنها در خصوص جزئیات صحبت نخواهیم کرد .

سعید جلیلی در گزارشش از روند مذاکراتش با 5+1  : منطق جمهوري اسلامي از مولفه‌هاي اقتدار ماست. اينكه گفته شده گفت‌وگوها به طور مستقيم پخش شود و افكار عمومي درباره آن قضاوت كنند نيز از همين باب است .
(خرداد 91 )
 
سران کشورهای غربی و آمریکا و منابع خبریشان که از محتوی مذاکرات مطلعند . رژیم صهیونیستی هم که مطلع است و بلافاصله مطلع میشود . این وسط می ماند مردم ایران که صلاح نیست الان از روند مذاکرات مطلع شوند و ظاهرا آقایان ژنرال صلاح دیده اند که به وقتش  بصورت مدیریت شده و هدفمند و در پروسه مدیریت بازتاب ها و واکنش ها، توسط تیم رسانه ای دولت و شخص آقای ظریف اطلاعات دست چین شده را در اختیار مردم قرار دهند. مثلا با این کار فضا و زمان را در اختیار بگیرند و در برابر مردم و افکارعمومی همیشه دست برتر را داشته باشند  .. . و این آنها باشند که تصمیم بگیرند مردم چه زمانی ، چه چیز را بدانند و در چه مسیری و چگونه ، به چه چیز فکر کنند و نتیجه گیری نمایند. رویکرد محترمانه دولت تدبیر و امید نسبت به مردم ، رسانه ها افکارعمومی است دیگر. چقدر شبیه به رویکردهای دولت هاشمی است ...
 
 
 آن مرد که با پای مصنوعی چمدانش را حمل می کرد رفت...
 

 
«آقای هاشمی ثمره در جلسه ای خصوصی تعرف کرده بود: زمانی که آقای جلیلی به مذاکرات می رود واقعا همه مسئولین نظام خیالشان راحت است و می دانیم عقب گرد و ذلتی در کار نیست. ایشان همیشه منافع ملی را در نظر دارد و به ریزترین مسائل دیپلماتیک هم واقف و مسلط است و اهمیت می دهد. بنده شنیده ام یک بار که قرار بوده نشست راس ساعتی برگزار شود هیات های 5+1 همگی سر ساعت آمده بودند الا هیات آمریکایی که با ده دقیقه تاخیر آمده بودند. آقای جلیلی به محض حضور امریکایی ها جلسه را ترک کرده بودند و گفته بودند ساعت دیگری که همه بتوانند راس ساعت بیایند را مشخص کنید تا گفتگوها را ادامه دهیم...

و دیروز 5+1 دو ساعت و نیم هیات مذاکره کننده ایرانی را معطل خود نگه داشتند....»
و دیروز ما در سطح وزارت خارجه شرکت کردیم اما آمریکایی ها در سطح معاون وزیر امور خارجه!
و دیروز عراقچی گفت که ما به سئوالات آنها پاسخ دادیم!ما قول دادیم!ما اعتمادسازی کردیم!غربی ها راضی اند!غربی ها خوشحالند!...غربی ها تا توانستند امتیاز گرفتند!ما تا توانستیم امتیاز دادیم!به امید اینکه اگر آنها از ما راضی شدند در گام های بعدی تازه برای تعدیل تحریم ها با ما مذاکره کنند!...
و قصه همچنان ادامه دارد...
 
 
دیپلماسی ظریف و جلیلی به روایت دیپلمات ها
 
«شما یادتون نمی یاد، یه زمانی بعضی از «خیلی دیپلمات ها» و «خیلی آکادمیک ها» می گفتند پای مصنوعی و لنگ سعید جلیلی، در نتیجه مذاکرات تاثیر منفی می گذاره!»
 
 
اولا مگر قرار نبود که مفاد محرمانه  باقی بمونه تا پایان مذاکرات؟ پس چطور یک سایت اسرائیلی که نماینده ای در این نشست نداشته، محتوای آن را منتشر کرده؟

جناب ظریف  این هایی که حتی حاضر نیستن به قول چند روزشون پایبند باشن، چطور میتونن مورد اعتماد دستگاه دیپلماسی ایران واقع بشن؟
 
ثانیا دعا می کنیم که ربکا  همچون بارهای قبل دروغ  گفته باشد که اگر اینطور نباشد، دستگاه دیپلماسی جناب روحانی ...
 
1- ایران از حق غنی‌سازی اورانیوم به هیچ‌وجه و تحت هیچ شرایطی کوتاه نمی‌آید.
 
2- ایران حاضر است مقداری از اورانیوم غنی شده خود را در یک بازه زمانی مشخص تسلیم کند.
 
3- سطح غنی‌سازی ایران به سطحی پایین‌تر – احتمالا 5 درصد – تقلیل می‌یابد.
 
4- ایران غنی‌سازی 20 درصدی را کاهش می‌دهد اما آن را برای تولید ایزوتوپ‌های دارویی و تحقیقاتی حفظ می‌کند. این بخش به گفته دبکا دچار ابهام در بیان بوده است.
 
5- ایران سرانجام به بازرسان آژانس اجازه بازدید از سایت نظامی پارچین را خواهد داد.
 
6- ایران پروتکل الحاقی را می‌پذیرد اما اجازه نخواهد داد سایت‌هایی که به عنوان سایت هسته‌ای اعلام نشده‌اند مورد بازرسی قرار گیرند. عراقچی تاکید کرده است که این اتفاق تنها زمانی رخ می‌دهد که تحریم‌ها رفع شده باشند.
 
7- تهران قول می‌دهد که رآکتور شکافت پلوتونیوم در اراک را به‌عنوان جایگزین غنی‌سازی اورانیوم نسازد.
 
 
فاصله ی مقاومت تا سازش فقط....
 
 
«فاصله ی مقاومت تا سازش فقط
_ از صندلی های معمولی در پروازهای عمومی تا صندلی های فرست کلاس در پروازهای اختصاصی
_ از ذکر با خدا تا ذکر با فیس بوک
نیست
مقاومت یعنی سر خم کردن فقط برای خدا و سازش یعنی سر خم کردن فقط برای رفاه ...
پ ن : رفتارها معیار نیست ولی نماد هست»
 
 

 عزت ایران
 
 
که خستگی را هم خسته کرده بودُ رفت! 
 
 

 

 


1- اگرچه آقای ظریف، وزیر محترم امور خارجه کشورمان تاکید کرده است مذاکرات ژنو محرمانه است!- که به آن خواهیم پرداخت- ولی ذوق‌زدگی بی‌سابقه حریف و اظهارنظر مقامات رسمی کشورهای طرف مذاکره که بعد از پایان دور دوم مذاکرات در بیانیه‌ها و یا کنفرانس‌های خبری مطرح شده و حجم انبوهی از اخبار مربوط به مذاکرات ژنو را به خود اختصاص داده است، حکایت از آن دارد که در مقابل امتیازهایی که داده‌ایم و یا قول داده‌ایم و قرار است بدهیم، هیچ امتیازی نگرفته‌ایم. این واقعیت تلخ واضح‌تر از آن است که «محرمانه» بماند! به بیان دیگر، ذوق‌زدگی بی‌سابقه حریف نشان می‌دهد در جریان مذاکرات ژنو، امتیازات برجسته‌ای که برای آنها غیرمنتظره بوده است، دریافت کرده و یا قول دریافت آن را گرفته‌اند. از سوی دیگر، مقامات رسمی کشورهای 5+1 با صراحت اعلام کرده‌اند که هیچ امتیازی به جمهوری اسلامی ایران نداده‌اند و تاکید کرده و می‌کنند که ایران اسلامی ابتدا، بایستی «اعتماد» آنها را جلب کند و گام‌های عملی و موثری در این زمینه بردارد و سپس درباره امتیازاتی که قرار است به ایران داده شود، مذاکراتی صورت پذیرد! بنابراین آنچه با جرات درباره مذاکرات ژنو می‌توان گفت این است که حریف امتیاز- و یا قول امتیاز- گرفته و در مقابل هیچ امتیازی نداده است. اگر اینگونه باشد- که شواهد از آن حکایت می‌کنند- با پوزش باید پرسید؛ غیر از امتیازاتی که احتمالا به حریف داده و یا قول آن را داده‌ایم، چه نکته و بخش درخور توجه دیگری هست که باید محرمانه بماند؟!
2- به این اظهارنظرها که مقامات رسمی کشورهای گروه 5+1 بر آن تاکید ورزیده‌اند توجه کنید.
- خانم «وندی شرمن» رئیس تیم مذاکره‌کننده آمریکا بعد از پایان مذاکرات در پاسخ به سؤال خبرنگار CNN که پرسیده بود؛ آیا هیئت ایرانی در این مذاکرات دستاوردی داشته است؟ می‌گوید؛ «آنها باید خودشان به این سؤال پاسخ بدهند. آنها معتقدند که در این مذاکرات دستاوردهایی داشته‌اند» و سپس تاکید می‌کند؛ «تا وقتی ایران، اقداماتی را که ما می‌خواهیم انجام ندهد هیچ تعدیلی در تحریم‌ها ایجاد نخواهد شد. هنوز اتفاقی نیفتاده که بخواهد تحریم‌ها تعدیل شود. زمان بسیار طولانی خواهد بود. اختلافات زیادی هست و هیچ توافق فوری در میان نیست».
شرمن در همان مصاحبه می‌گوید؛ «با صراحت کامل موضع خود را بیان کرده‌ایم، ایران باید به همه تعهدات و مسئولیت‌های خود بر اساس NPT و قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد عمل کند».
- ویلیام هیگ وزیر خارجه انگلیس می‌گوید؛ باید گام اول را ایران بردارد و اعتمادسازی کند، ما به گام ایران پاسخ خواهیم داد.
- یک مقام رسمی و عالی‌رتبه آمریکایی- که نخواسته نامش فاش شود و حدس زده می‌شود که همان خانم شرمن باشد- به خبرنگاران گفته است؛ سیاست ایالات متحده آمریکا این است که فشار اقتصادی بر ایران را در طول دوران مذاکرات حفظ کند.
- سخنگوی کاخ سفید تاکید می‌کند، طرح ارائه شده از سوی ایران در ژنو، به لحاظ جدیت و عمل‌گرایی بی‌سابقه بود.
- وزیر خارجه فرانسه می‌گوید؛ پاریس با نگاهی محتاطانه پذیرای رویکرد دیپلماتیک جدید ایران است.
- جی کارنی می‌گوید؛ من در این مدت هرگز شاهد چنین مذاکرات فشرده، مفصل، مستقیم و صریحی با هیئت ایرانی نبوده‌ام.
- وزیر خارجه آلمان تصریح می‌کند؛ مذاکرات ژنو امید ما را برای رسیدن به یک راه‌حل دیپلماتیک با ایران تقویت کرده است.
- کاترین اشتون، مذاکرات ژنو را مفصل‌ترین و پرمحتواترین مذاکرات برگزار شده بین دو طرف معرفی می‌کند.
... و ده‌ها نمونه مشابه دیگر که در گزارش خبری امروز کیهان آمده است و تکرار آن به درازا می‌کشد و ضرورتی ندارد.
3- از مجموع اظهارنظر مقامات رسمی حریف می‌توان نتیجه گرفت که؛
- تمامی اعضای گروه 5+1 و مقامات عالی‌رتبه کشورهای متبوعشان از نتیجه مذاکرات خشنود هستند و طرح ارائه شده از سوی جمهوری اسلامی ایران را، «بی‌سابقه»، «امیدوارکننده»، «جدی» و در صورتی که عملیاتی شود، تامین کننده خواست و نظرات خود می‌دانند.
- اعضای گروه حریف تاکید می‌کنند که هیچ امتیازی به ایران نداده‌اند.
- نمایندگان و مقامات بلندپایه کشورهای عضو 5+1 تصریح دارند که جمهوری اسلامی ایران باید به تعهدات بین‌المللی خود- که قطعنامه‌های باج‌خواهانه شورای امنیت سازمان ملل نیز بخشی از آن است- عمل کند.
- مقامات آمریکایی و اروپایی و مخصوصا اوباما به عنوان بالاترین مقام رسمی آمریکا، رویکرد جدید ایران را که تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان در ژنو نمایندگی کرده است، ناشی از فشار تحریم‌ها ارزیابی می‌کنند و...
اکنون و با توجه به موارد فوق جای این سؤال است که غیر از «نرمش نقد» و دادن امتیاز- یا قول امتیاز- به حریف، چه دستاوردی داشته‌ایم؟! حریف حتی «وعده نسیه» هم نداده است و اقدام متقابل را به تامین کامل نظرات و خواسته‌های خود مشروط کرده است!
4- در این میان، تاکید بر محرمانه بودن مذاکرات ژنو! تعجب‌آور است؛ چرا که؛
اولا؛ مذاکرات با حضور نمایندگان گروه 5+1 و هیئت‌های همراه آنان صورت پذیرفته که هیچیک از آنها نمی‌توانند محرم اسرار جمهوری اسلامی ایران باشند و تنها در یک حالت، به تعهد خویش پای‌بند خواهند بود که محرمانه ماندن مذاکرات را به نفع خود ارزیابی کنند. یعنی به زیان ایران اسلامی.
ثانیا؛ اعضای 5+1 و رسانه‌های نزدیک به آنها در مصاحبه‌ها و گزارش‌های خود تقریبا هیچ نکته محرمانه‌ای را باقی نگذاشته‌اند و روند مذاکرات را- اگرچه به صورت احتمالا ناقص و با حذف یا تحریف برخی موارد- انتشار داده‌اند. به عنوان مثال؛
سایت دبکا فایل وابسته به سازمان اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی، گزارشی با 7 محور را به عنوان پیشنهاد ایران- گام اول- منتشر کرده است، وبسایت «المانیتور» طی گزارشی از سوی خانم «باربارا اسلاوین» نیز گزارش تقریبا مشابهی را روی خروجی خود گذارده است، روزنامه نیویورک‌تایمز در شماره دیروز خود طی مقاله‌ مبسوطی به قلم «مارک رندلر»، متن پیشنهاد ایران به 5+1 را انتشار داده است و....
ثالثا؛ اعلام محرمانه بودن مذاکرات از یکسو دست طرف مقابل را که دشمن تابلودار اسلام و مردم ایران است برای انتشار خبر به گونه‌ای که مطلوب خود باشد، باز می‌گذارد و به آنها اجازه می‌دهد افکار عمومی را مطابق خواست و نظر 5+1 مدیریت کنند و از سوی دیگر، دست رسانه‌های خودی را برای بیان واقعیات و مقابله با عملیات روانی حریف می‌بندد و این مصداق همان گلایه سعدی در گلستان است که «سگ‌ها را گشاده‌اند و سنگ‌ها را بسته»!
رابعا؛ خودداری از اعلام آنچه در مذاکرات گذشته است، به این تلقی - و شاید توهم- در افکار عمومی داخل کشور دامن می‌زند که اگر مذاکرات آنگونه که آقای ظریف در صفحه فیس‌بوک خود اعلام کرده است «با استحکام» صورت پذیرفته چرا باید محرمانه باشد؟! به بیان دیگر، تیم محترم هسته‌ای کشورمان با اعلام محرمانه بودن مذاکرات، این تردید را در افکار عمومی پدید می‌آورد که مبادا، امتیازات «نابه‌جایی» به حریف داده‌اند که از اعلام آن بیم دارند؟!
گفتنی است که وزارت خارجه آمریکا بعد از پایان مذاکرات ژنو با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد، «هیچ اقدامی که نگرانی اسرائیل را در پی داشته باشد، انجام نخواهیم داد»! و مسئولان ارشد مذاکره‌کننده آمریکا، از جمله، ویلیام برنز- در گذشته- و خانم وندی شرمن- مسئول ارشد کنونی- بلافاصله بعد از مذاکرات به تل‌آویو رفته و رسما اعلام کرده بودند که هدف از سفر آنها، ارائه گزارش نشست 5+1 با ایران به مقامات رژیم صهیونیستی است.
5- و اما، با توجه به مسائلی که در چالش 10 ساله هسته‌ای کشورمان با طرف مقابل در میان بوده است، و نیز با استناد به اظهارات رسمی حریف، محتوای مذاکرات ژنو چندان دور از دسترس نیست که پرداختن به آن در این وجیزه به درازا می‌کشد و تنها به این نکته اشاره می‌کنیم که؛ هرچند به نظر می‌رسد انگیزه مسئولان محترم دولت از نرمش در مذاکرات، بهره‌گیری تاکتیکی برای پیشبرد اهداف فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای ایران اسلامی بوده است ولی این «تغییر لحن» از نگاه حریف به «تغییر استراتژی» ترجمه شده است به عنوان مثال، مقامات رسمی آمریکا تاکنون با صراحت ایران را به تلاش برای تولید سلاح هسته‌ای متهم نکرده بودند و با توجه به داده‌های- هرچند مغرضانه- بازرسان آژانس، از تعبیر «احتمال تلاش برای تولید سلاح هسته‌ای» استفاده می‌کردند، ولی اوباما در نطق اخیر خود در مجمع عمومی سازمان ملل برای اولین بار ایران را به تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای متهم کرد! و یا اینکه، گرایش جمهوری اسلامی ایران به مذاکره با آمریکا- اشاره به مکالمه تلفنی آقای روحانی با اوباما- را ناشی از فشار تحریم‌ها دانست و تعجب‌آور آن که رئیس جمهور محترم کشورمان نیز با اشاره به اینکه «خزانه کشور خالی است»! آنهم در حالی که تیم هسته‌ای عازم ژنو بود، به گونه‌ای ناخواسته ادعای اوباما را تایید کرد! و... و بالاخره باید به این نکته توجه داشت که در دنیای امروز، سهم هر کشوری را- بخوانید حق هر کشوری را- متناسب با اقتدارش می‌دهند و نه نرمش نابه‌جا در سر میز مذاکره. بدیهی است در این یادداشت، بخشی از روند مذاکرات به تناسب موضوع دنبال شده است و صد البته باید گفت در پی نادیده گرفتن تلاش بی‌وقفه تیم مذاکره‌کننده کشورمان و نقاط مثبت آن نبوده و نیستیم.

حسین شریعتمداری

 
 

شهید سید مرتضی آوینی:بازی دیپلماسی  بازی مرگ است...

 

سید شهیدان اهل قلم / شهید سید مرتضی آوینی:

تنها آمریکاست که اجازه دارد قوانین  بازی را رعایت نکند!


«قواعد دیپلماسی برای حفظ موازنه قوا در جهانی صورت گرفته است که آمریکا بر آن سیطره دارد و بنابراین، تنها آمریکاست که اجازه دارد تا قوانین این بازی را رعایت نکند. دیگران موظف هستند که نه تنها تسلیم این بازی بین‌المللی شوند، بلکه اصلاً به روی مبارک خویش نیز نیاورند که این فقط یک بازی است. از این لحاظ دیپلماسی به هنرپیشگی شبیه است، اگر چه به مراتب از آن دشوارتر است، چرا که بر یک نمایشنامه معین و آزموده متکی نیست. بازی دیپلماسی نیز بازی مرگ است و هرکه در این بازی بازنده شود باید بمیرد، اما به مرگی واقعی؛ کافی نیست که مردن را بازی کند، که در این بازی فقط باختن است که بازی نیست.
آمریکا اجازه دارد که قواعد بازی را رعایت نکند و وقتی هم که چنین می‌کند، باز قاعده بر این است که نه فقط همه خود را به نفهمی بزنند، بلکه این خلاف آمد را نیز به مثابه یکی از قواعد بازی توجیه کنند. وقتی این توجیه اصل باشد، بازی می‌تواند هرقاعده‌ای به خود بگیرد و کسی هم حق اعتراض ندارد. انقلاب اسلامی، چه بخواهیم و چه نخواهند، ما را از این بازی بین‌المللی بیرون کشیده است. اما جهانی که آمریکا بر آن سیطره دارد - یعنی کره زمین - جهانی نیست که در آن بتوان برای همیشه از این بازی جهانی بیرون کشید. مکر این عالم در آنجاست که «زندگی واقعی» و «بازی» را به یکدیگر مبدل ساخته و بنابراین، «واقعیت» چنین صورت پذیرفته است که هرکه در بازی شرکت نکند «دیوانه» می‌پندارندش. و فقط به این پندار نیز بسنده نمی‌کند: می‌گیرندش و در بند غل و زنجیر گرفتارش می‌کنند و این همه در چشم مردمان نیز عادلانه می نماید.
... و اما تا کجا باید به این قواعد گردن نهاد؟ شرط زنده ماندن در این جهان آن است که « عاقلانه» رفتار کنی و عقل نیز تعریف خاص خویش را دارد: عقل یعنی تسلیم.... و «عاقل» کسی است که به وضع موجود گردن بگذارد و از خلاف آمد عادت اجتناب ورزد، هر چند همچون مردمان بوسنیا هرزگوین غریبانه و مظلومانه در چنگال شقی‌ترین اشقیای تاریخ گرفتار آمده باشد.
... و اما از قواعد این بازی بی‌رحمانه مرگ یکی هم آن است که هر گاه مصالح آمریکا ایجاب کند، بعضی‌ها اجازه داشته باشند که خلاف همه اصول پذیرفته بین‌المللی رفتار کنند. در همین جهان راسیونال، اسرائیل از نیم‌قرن پیش هر آنچه خواسته، کرده است و هیچ‌یک از سازمان‌های بین‌المللی بازی حقوق بشر نیز ممانعتی جدی از خود نشان نداده‌اند. در همین جهان خردگرا، وقتی عراق در تفسیر ایما و اشاره‌های آمریکا اشتباه می‌کند و به کویت حمله‌ور می شود، بیست هفت کشور جهان برای سرکوبی او بسیج می‌شوند و فاتحانه صدام را - که نه، مردم عراق را - به جرم نقض حقوق بشر گوشمالی می‌دهند، اما آنگاه که همین صدام شنیع‌ترین جنایات را درباره شیعیان جنوب عراق اعمال می‌کند و از زمین و آسمان آتش و بمب‌های شیمیایی برسر آنان فرو می‌ریزند، انگار نه انگار که واقعه‌ای رخ داده است. همین صدام که اکنون در چشم غربیان خونخواری است چون آتیلا، تا پیش از تجاوز به کویت قهرمان مبارزه با بنیاد‌گرایی اسلامی بود و چهره‌ای آنچنان وجیه داشت که حتی در کویت بسیاری از خانواده‌ها نام فرزندان خویش را «صدام» می‌گذاشتند.
... و اما نقطه قدرت شیطان همواره نقطه ضعف او نیز هست و نه فقط شیطان، که این از سنن لا یتغیر عالم است. وقتی دشمن از قواعد بازی بین‌المللی دیپلماسی عدول می‌کند بهترین شرایط فراهم خواهد شد که ما نیز در برابر قواعد بازی عصیان کنیم. و اکنون بر دنیای بی‌رحم ما چنین وضعی حاکم است. صرب‌ها با همدستی ارتش یوگوسلاوی و تحت تعلیمات مستقیم مستشاران نظامی اسرائیلی، بازی معمول دیپلماسی را به هم ریخته‌اند و شرایطی را پیش آورده‌اند که در آن، برای ما نیز امکان عدول از قواعد بین‌المللی بازی فراهم آمده است.
پیشنهاد تشکیل ارتش متحد مسلمانان برای مقابله با جنایات صلیبی صرب‌های نژاد‌پرست علیه مردمان بوسنی هرزگوین می‌تواند تنها در محدوده ایران محصور نماند و به‌صورت یک بسیج جهانی مسلمانان درآید. مسلمانان سراسر جهان اکنون از آن آمادگی برخوردارند که فارغ از مناسبات دیپلماتیک دولت‌ها چنین ارتشی را سازمان‌دهی کنند، چنان که در قبضه سلمان رشدی نیز چنین آمادگی وسیعی داشت و به موقع مورد بهره‌برداری امام امت (س) قرار گرفت.
دنیای ارتباطات اگر چه باید اذعان داشت که مسیطره امپریالیسم خبری است، اما در عین حال عالمی نیست که در آن امکان هدم کامل واقعیت موجود باشد، چنان که در این واقعه نیز چنین روی داده است که علی‌رغم مصالح دیپلماتیک آمریکا، خبر جنایت صرب‌ها - اگر چه نه با همان وسعت و شدت واقعی خویش - به گوش مردمان جهان رسیده است و فضای روانی مردم سراسر عالم را آماده ساخته تا ارتش متحد اسلامی را همچون جوابی ناگزیر به این جنایات تلقی کنند.
مسلمانان سراسر جهان اکنون آمادگی دارند که برای عضویت در یک ارتش متحد اسلامی نام‌نویسی کنند و در گردان‌ها و لشکرهایی منظم سازمان یابند، زیرا تا هنگامی که صلیبی‌ها و نژاد‌پرستان در کره زمین وجود دارند، احتمال باید داد که در هر جای دیگری از این سیاره واقعه بوسنی هرزگوین تکرار شود.»

بخشي از سرمقاله سوره مهر ماه 1371

مروری بر خاطرات حضرت آیت الله خامنه ای پیرامون«اعتدال» و«افراط»:

 

مروری بر خاطرات حضرت آیت الله خامنه ای پیرامون«اعتدال» و«افراط»:

آن روز افراط بود،

امروز هم افراط است

«انسان اگر زندگی سیاسی بعضی افراد را از اول انقلاب تا به حال نگاه کند، می بیند ملغمه عجیبی از انواع و اقسام فکرهاست!یک روز بود که چنین آدمهایی به این اکتفا نمی کردند که در شعارها، مردم فقط«مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی» بگویند.می گفتند باید بگوییم«مرگ بر شرق و غرب»! ما می گفتیم شوروی سمبل یک تفکر و یک راه غلط است؛ آمریکا سمبل جنایت و ستم است؛ چه دلیلی دارد شما بگوئید«مرگ بر شرق و غرب»؟! می گفتند شما محافظه کار و سازش طلبید!

از جمله همین حضرات، امروز کسانی هستند که حاضرند بروند رسما در مقابل آمریکا و انگلیس عذرخواهی کنند و بگویند ما غلط کردیم، اشتباه کردیم به شما بدگویی کردیم؛ ما را ببخشید!

بعضی از همین افراد، آن روز در اوایل انقلاب، روی تندی های بی رویه، چنان نظرات عجیب و غریب اقتصادی ای مطرح می کردند که انسان شاخ در می آورد! می گفتیم اینها کجایش اسلامی است؟ می خواستند تفکرات بسیار تند چپ سوسیالیستی را به اسم اسلام تحمیل و پیاده کنندبعضی از آن ها که مسئولیت داشتند، کارهای بدی هم در آن روز انجام دادند.

من فراموش نمی کنم ما در شورای انقلاب-سالهای 57 و58-قانونی داشتیم که سرمایه داران قبل از انقلاب را به چهار دسته تقسیم کرده بود: بند(الف)،بند(ب)،بند(ج)،بند(د).بند(ب) کسانی بودند که سرمایه های آنها از طریق نامشروع و غیر قانونی به دست آمده بود؛حکمش هم این بود که دولت باید آن سرمایه ها را تصرف کند.بند(ج)کسانی بودند که سرمایه های آنها از راه نامشروع به دست نیامده بود،لیکن وامهای کلانی از بانکها گرفته بودند، تقلب کرده بودند و پول را پس نداده بودند.بنابراین آنها می بایست وامهای خود را ادا می کردند.اگر ادا می کردند، کارخانه ها مال خودشان می شد؛ اما اگر پرداخت نمی کردند، کارخانه های آنها تصرف می شد.اوایل ریاست جمهوری من گروهی مسئول تشخیص بند(ب) و بند(ج) و این طور کارها بودند.البته این کارها دست بنده به عنوان رئیس جمهور نبود؛ دست نخست وزیر و دستگاه هیات دولت بود.من اطلاع پیدا کردم یک عده در این هیات هستند و اصرار دارند که بند(ج) را به بند(ب) تبدیل کنند؛ یعنی کارخانه ای که می شد صاحب آن بدهکاری اش را به بانک بدهد، بعد کارخانه اش را راه بیندازد و کار کند و کارگرانش هم بی کار نباشند، می خواستند نگذارند این کار انجام گیرد.در آن موقع، چنین گرایش چپ ضد سرمایه داری افراطی نابحق وجود داشت.

همان آدم ها امروز کسانی هستند که حاضرند در مقابل کمپانی داران و سرمایه داران صهیونیستی فرش قرمز پهن کنند تا به ایران بیایند و سرمایه گذاری کنند!انسان از چپ ترین ایده مارکسیستی، به افراطی ترین ایده دست راستی اقتصادی متحول شود؛ اسمش را هم تجدید نظر بگذارد! این تجدید نظر نیست؛ این هرهری مسلکی است.آن روز افراط بود، امروز هم افراط است.

وجود این آدم های تجدید نظر طلب در برخی از دستگاه های گوناگون اسباب زحمت و خطر است.اگر در دانشگاه باشد، ضرر می رسانند، اگر در دولت باشند؛ ضرر می رسانند؛اگر در مجلس باشند ضرر می رسانند؛ هر جا و در هر نقطه ای باشند ضرر می رسانند.»(1)

1. بیانات حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار با جوانان استان اصفهان، 12/8/1380.


می‌رویم تا خط امام بماند


به بهانه تماس تلفنی روحانی و اوباما

می‌رویم تا خط امام بماند
خطی که از ابراهیم آغاز شد و در تداوم سرخ خویش با دست‌های پاک محمد و علی به قلب پرشور امام امت رسید تا رنج‌بران زمین را از جور حکومت قابیلیان برهاند. خطی که تبلور قاطعیت بر علیه جباران، عصاره‌ی عصیان مستضعفان بر علیه مستکبران، فریاد همیشه‌ی مظلومان، راه پیروز محرومان است.

شهید رجب بیگی
می‌رویم تا خط امام بماند.

خطی که از ابراهیم آغاز شد و در تداوم سرخ خویش با دست‌های پاک محمد و علی به قلب پرشور امام امت رسید تا رنج‌بران زمین را از جور حکومت قابیلیان برهاند.

می‌رویم تا خط امام بماند.

خطی که تبلور قاطعیت بر علیه جباران، عصاره‌ی عصیان مستضعفان بر علیه مستکبران، فریاد همیشه‌ی مظلومان، راه پیروز محرومان است.

می‌رویم تا خط امام‌ بماند.

خطی که رسالت گسستن زنجیرهای اسارت از دست و پای مغضوبین زمین را برعهده دارد.

می‌رویم تا خط امام‌ بماند.

خطی که پیام قیام پیروزمند مستضعفان را بر تارک تاریخ خواهد داشت و پوزه‌ی کثیف جلادان را سرانجام به خاک خواهد مالید.

می‌رویم تا خط امام‌ بماند.

خطی که راه پیروز انقلاب کبیر اسلامی خلق دل‌آور ایران است و باید که حماسه‌ی قیام را تا دوردست‌ها بکشاند و نهال انقلاب را در دل خلق‌های تحت ستم جهان بنشاند.

می‌رویم تا خط امام‌ بماند.

خطی که با نفی هرگونه سازش‌کاری و ستم‌کاری، نوید نابودی سازش‌گران و ستم‌کاران را با خود هم‌راه داشت.

می‌رویم تا خط امام‌ بماند.

خطی که پاس‌داران خون رزمندگان دلیر و شهیدان به خون‌خفته‌ی امت قهرمان ایران است.

خطی که سرانجام شوم امپریالیسم و سلطه‌گران اجنبی را هم‌اکنون بر قله‌ی عالم‌نمایان ساخته و دژ مستحکم توحید را در دوردست‌های هر ستم‌کده برپا خواهد داشت.

می‌رویم تا خط امام‌ بماند.