تاملی گذرا بر اقدامات مسئولان در پی گیری رهنمودهای سفر مقام معظم رهبری به فارس
مستي بهانه كرده و گريسته اند!!

1. در میان سفرهای استانی مقام معظم رهبری، کمتر سفری را می توان یافت که ایشان جایگاه جدیدی برای استان محل سفر تعریف نمایند. سفر به فارس از این نظر یک استثنا بود. چرا که جایگاه شیراز را به عنوان «سومین حرم اهل البیت(ع)» در کشور ممتاز نمودند.
فارس و شیراز در چند سال گذشته و بلکه در طول تاریخ شاهد یک خلا راهبردی(استراتژیک) بوده است. به گونه ای که متولیان امر برای برون رفت از این کوچه بن بست نمی توانستند تدبیری بیاندیشند و اگر تدابیری نیز مطرح می گشت، تثبیت آن در سطوح اصلی تصمیم گیری کشور کار آسانی نبود.
در این میان ارائه راهبرد مقام معظم رهبری به عنوان «سومین حرم اهل البیت(ع)» نقطه پایانی بود بر پریشانی و آشفتگی تصمیمات مسئولان. سخنان مقام معظم رهبری در فارس «نقشه راه»ی بودکه بايد پيموده می شد و با جديت بيشتري از این به بعد دنبال شود.
اكنون بعد ازگذشت4 سال از سفر پر خیر و برکت رهبری به فارس، زمان مناسبی است تا به بررسی عملکرد مسئولان امر در این زمینه بپردازیم.و به طور نسبی محاسبه کنیم که در كدام نقطه ايستاده ايم؟ تا كجا آمده ايم؟ و در نقشه پيش روي، كدام خط را در اولويت داريم؟
2. « فرهنگ» واژه اي زيبا، همه پسند و دوست داشتني است. از اين روي كم نبوده و نيستند كساني كه «مستي بهانه كرده و گريسته اند» و در پوشش « فرهنگ و پایتخت فرهنگی»، در نسخه اصلي «بدعت» آورده اند. آقا، اما با راهبرد«سومین حرم اهل البیت(ع)»، فرهنگ را در بستر اصلي و الهي آن تعريف كردند و راه بر نوآوران كهنه پرست! و هوشيار نمايان لايعقل و مست، بربستند.
اما چه کنیم که عده ای باز ساز خود را کوک کرده و فقط در خوشبینانه ترین حالت به صورت شعاری با منویات حضرت امام خامنه ای برخورد کردند ومی کنند.
3. در این جریده مجال آن نیست که به بررسی کارنامه مسئولان امر در پی گیری منویات مقام معظم رهبری بپردازیم و البته ما هم قصد آن را نداریم که به این موضوع بپردازیم. موضوعی که سبب شد این مقاله نگاشته شود، نگرانی از اقدامات سئوال برانگیز مسئولان ارشد شیراز در افتتاح مجتمع های تجاری نامتناسب با فرهنگ و هویت ملی-دینی مان و ابراز مواضع تعجب برانگیز آقایان در این زمینه بود. هر چند که درنشریات گوناگون به قدر کافی در این زمینه اطلاع رسانی شده است و دغدغه ها و نگرانی های دلسوزان بیان گردیده است. اما موارد دیگری هم بوده و هست که نگرانی ها را مضاعف می نماید که در صورت نیاز منتشر خواهیم نمود تا همگان بخوانند و بدانند و خود قضاوت کنند که تصمیم سازان و تصمیم گیران مورد نظر کدام خط را دارند دنبال می کنند. خط ولایت یا خدای نکرده خط آقای...
4. در دوران حيات طيبه امام راحل(ره) و پس از آن در زعامت خلف حاضر ايشان نيز ديده شده است كه گاه، برخي از مسئولان به جاي تلاش جدي و پي گيري عملي براي تحقق رهنمودهاي اين بزرگواران، دستورالعمل هاي آنان را كه از ملكوت به ناسوت آمده بود با دو بال تمجيد زباني و تعريف شفاهي دوباره به ملكوت مي فرستادند! تا از يكسو در مقابل رهنمودهاي رهبر واكنش مثبتي نشان داده باشند و از سوي ديگر، كم كاري و يا خداي نخواسته تنبلي خود را پوشانده باشند.
و اما، اگرچه مسئولین ارشد اجرایی استان بارها نشان داده اند كه اهل عمل هستند و براي تحقق منويات حضرت امام خامنه ای پا به ركاب ايستاده اند ولي اين پيشنهاد نيز در ميان است كه تمامي مسئولان از حوزه ها و سازمان هاي تحت مسئوليت خود بخواهند تا مشكلات و كمبودهاي مربوط به عرصه مسئوليت خويش را اولاً؛ شناسايي كنند و ثانياً؛ براي يافتن راه كارهاي مقابله با آن دست به كار شوند و در پايان گزارشي از عملكرد و تلاش خود در این مدت 4 ساله از سفر مقام معظم رهبری و منویات ایشان مبنی بر «سومین حرم اهل البیت(ع)» را به مردم ارائه كنند.تا مشخص شود مسئولین محترم کدام خط را دارند دنبال می کنند و ان شاء ا... خدای نا کرده از خط اصلی که همان خط ولایت است به بیراهه ها و خطوط انحرافی نکشیده باشند.
...كه در طريقت ما كافري است رنجيدن!
یکم. حضرت علی عليه السلام را مي گفتند «سخت گير» است و راست مي گفتند! و با استناد به سخت گيري علي(ع)، زعامت او را به مصلحت نمي دانستند!
اين نتيجه گيري هم با «گزاره»اي كه بر آن تكيه كرده بودند همخواني داشت! صورت مسئله را با دقت -بخوانيد موذيانه- تنظيم كرده بودند و اين تفسير و تعريف از شخصيت حضرت اميرعليه السلام براي كساني كه به سطحي نگري عادت داشتند و يا از اصل ماجرا خبر نداشتند كافي بود تا همصدا با تنظيم كنندگان صورت مسئله كذايي، زعامت اميرالمؤمنين(ع) را به مصلحت ندانند! نه اين كه خدا ترسي، مردم دوستي، تقوا، سوابق درخشان او در جهاد با دشمنان خدا و مردم و شدت علاقه رسول خدا(ص) به علي مرتضي(ع) را انكار كنند و يا در صحت آن كمترين ترديدي داشته باشند و...
علي(ع) سخت گير بود، اما نه با مردم، بلكه از يكسو با كارگزاران حكومت كه وظيفه آنان را خدمت به خلق خدا مي دانست و از سوي ديگر با خواص آلوده، صاحبان ثروت هاي نامشروع، مفت خورها، زورگويان و همه كساني كه از اين قماش بودند و دقيقاً همين طيف آلودگان و مفت خورها از «سخت گيري» حضرت امير(ع) به اضطراب افتاده و زعامت او را به مصلحت خود! نمي دانستند وگرنه كودكان يتيمي كه اميرمؤمنان در قامت بلند خليفه مسلمين، آنها را بر دوش مبارك خود مي نشاند، محرومان و مستضعفاني كه حضرت براي كسب آسايش و رفاه آنان شب و روز نداشت، دخترك مسيحي كه خلخال از پايش ربوده بودند و علي(ع) كارگزاران خود را بازخواست كرده و مي فرمود اگر كسي از اين غصه قالب تهي كند، قابل ملامت نيست و... حضرت امير(ع) را سخت گير نمي دانستند و اگر هم از سخت گيري آن بزرگوار نگران بودند، نگراني آنها از سخت گيري مولا بر خودش بود نه بر مردم.
دوم. ابوموسي اشعري را در تاريخ نه چندان واقع گرايانه، شخصي ساده لوح معرفي كرده اند كه بعد از جنگ صفين و در ماجراي «حكميت» از عمروعاص فريب خورد و به عزل علي عليه السلام از خلافت مسلمين رأي داد.
اما تاريخ به قول رهبر معظم انقلاب، واقعيت ديگري را نيز در دل خود ثبت كرده است كه برخي از تاريخ نگاران كمتر به آن اشاره كرده و يا از كنار آن به سادگي گذشته اند. آن واقعيت اين است كه جناب ابوموسي شخصي ثروتمند بود و هنگامي كه قصد نقل مكان از شهري به شهر ديگر داشت، چند شتر، فقط اموال منقول - غير از باغ و ملك و...- او را حمل مي كردند.
اكنون جاي اين سؤال است كه آيا جناب ابوموسي مي تواند با حاكميت حضرت امير(ع) موافق باشد؟ حاكميت كسي كه در اولين روزهاي خلافت خود خطاب به تاراج كنندگان بيت المال و صاحبان ثروت هاي نامشروع فرمود؛ اگر از آنچه به غارت برده ايد، خشتي خريده و در ساختماني به كار گرفته باشيد نيز، از شما بازپس خواهم گرفت.و باز هم تکرار تاریخ در گذر زمان و گویا فقط نام ها تغییر می کنند...امروز هم ابوموسی ها و طلحه و زبیرهای زمان باز همان مشی را پیش گرفته اند و قس علی هذا.
سوم. این مقدمه طولانی در «سالگرد سفر پر خیر و برکت مقام معظم رهبری به استان فارس» نگاشته شد تا بار دیگر توصیه های مهم ایشان به دانشجویان مبنی بر مطالبه عدالت خواهی را دوباره مرور کنیم.
رهبرمعظم انقلاب در پاسخ، گفته هاي این دانشجو را ستودند و دانشجويان را به ادامه مبارزه با فساد و برافراشتن پرچم عدالت خواهانه تشويق كردند.رهبری جوانان دانشجو را به مطالبه بي وقفه عدالت فراخواندند و تاكيد كردند: «عدالت طلبي شأن دانشجو و جوان مؤمن است و حتي يك لحظه نبايد فراموش شود.» اما در اين زمينه نبايد بر مصداق ها متمركز شد چرا كه ممكن است اين مسئله با اشتباهات يا كمبود اطلاعات همراه شود و فرصتي را براي برخي اشخاص قانون دان اما قانون شكن فراهم كند. در آخر نيز با اشاره به اين شعر حافظ از دانشجويان دلجويي فرمودند: وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم
كه در طريقت ما كافري است رنجيدن
مطالبه عدالت از آن روز هر چند با شدت و ضعف هایی از سوی تشکل های دانشجویی روبرو بوده است.اما این روند هرگزمتوقف نگردیده و ان شاء ا... با قوت ادامه پیدا خواهد کرد.